امام صادق «علیه السّلام» می فرماید
هر كس دوست دارد روز قيامت، بر سر سفره‏ هاى نور بنشيند بايد از زائران امام حسين (عليه السّلام) باشد.
Wednesday, 30 November , 2022
امروز : چهارشنبه, ۹ آذر , ۱۴۰۱
شناسه خبر : 2547
  پرینتخانه » خاورمیانه تاریخ انتشار : 19 مهر 1401 - 10:17 | 723 بازدید

صحبت های مهم دکتر کاظمی کارشناس ارشد مسایل قفقاز در گفت و گو با خبرگزاری وستانیوز

بسم الله الرحمن الرحیم سلام عرض میکنم به همه‌ی کاربران و مخاطبان حاضر در کانال غرب آسیا و تشکر میکنم که این فرصت در اختیار بنده گذاشته شده تا به بخشی از ابعاد فتنه ژئوپلتیکی که در حوزه قفقاز و مرزهای شمال غرب ایران وجود دارد و شاهد تشدید البته تحرکات بازیگران در هفته های […]

صحبت های مهم دکتر کاظمی کارشناس ارشد مسایل قفقاز در گفت و گو با خبرگزاری وستانیوز

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام عرض میکنم به همه‌ی کاربران و مخاطبان حاضر در کانال غرب آسیا و تشکر میکنم که این فرصت در اختیار بنده گذاشته شده تا به بخشی از ابعاد فتنه ژئوپلتیکی که در حوزه قفقاز و مرزهای شمال غرب ایران وجود دارد و شاهد تشدید البته تحرکات بازیگران در هفته های اخیر راجب این موضوع هستیم بپردازیم.

خب ما طی حدود یک هفته اخیر مجموعه ای از تحرکات رو در حوزه جمهوری آذربایجان و ارمنستان داشتیم ، سفر وزیر جنگ رژیم صهیونسیتی به جمهوری آذربایجان و همزمان سفر وزیر خارجه عربستان سعودی به باکو و سفر وزیر دفاع ترکیه و همچنین دیداری که رؤسای جمهور آذربایجان و ارمنستان و نخست وزیر ارمنستان و همچنین رئیس جمهور ترکیه آقای اردوغان در پژاک داشتند و نشست چهارجانبه ای که باز بین مقامات آذربایجان و ارمنستان و رئیس جمهور فرانسه و آقای شار میشل در فراک برگزار شد ، خب همه اینها نشان میدهد که تحولات در حوزه‌ی قفقاز جنوبی با محوریت درگیری و مناقشه بین جمهوری آذربایجان و ارمنستان وارد یک فاز جدید و سریع شده است.

دوستان سوال کردند که اهداف و نتایج نشست آقای پاشیمیال و اردوغان و الهام علی‌اف در پژاک چیست؟ بنظرم من برای اینکه پاسخی به سوالاتی که راجب تحرکات ده روز اخیر در خصوص مناقشه جمهوری آذربایجان و ارمنستان میشود بدیم باید یک نگاه عمیق و همه‌جانبه و جامع به اهدافی که بازیگران در بعد از پروژه جنگ دوم قره باغ دارند دنبال میکنند باید نگاه بکنیم و ارزیابی بکنیم چون منافع بازیگران متعدد منطقه ای و فرامنطقه ای خب یک جاهایی کاملا متضاد و در یک جاهایی در واقع منافع مشترک و در جاهایی متفاوتی دارند که گاه در برخی از حوزه ها ممکنه همپوشانی داشته باشند و در برخی از حوزه های دیگر در واقع دچار تضاد و تفاوت هست؛ ببینید عموما ما وقتی صحبت از درگیری و مناقشه بین جمهوری آذربایجان و ارمنستان میکنیم باید بین درگیری و مناقشه‌ای که قبل از آبان ۹۹ یعنی قبل از نوامبر ۲۰۲۰ میلادی بوده با درگیری که بعد از آن در واقع بین دو کشور وجود داره باید تفاوت قائل بشیم به این معنا که ما باید تاریخ درگیری و جنگ بین ارمنستان و جمهوری آذربایجان را به دو بخش میتونیم تقسیم کنیم ، بخش اول مربوط به سالهای بعد از فروپاشی شوروی تا پروژه جنگ دوم قره باغ بود که طی آن قره باغ و حدود هفت شهر جمهوری آذربایجان در خاک خارج از قره باغ در اشغال بود و همانطور که مقامات جمهوری آذربایجان اعلام کردند طی جنگ دوم قره باغ آن هفت شهر آزاد شد و قره باغ هم در غالب تفاهم نامه آتش بس شاهد حضور حدود سه هزار نفر از نیروهای صلح بان روسیه شد.

آقای الهام علی‌اف در مصاحبه ای که در همان سال ۲۰۲۰ در روزنامه‌ی ایتالیایی دارد تاکید میکند ما بعد از جنگ دوم قره باغ به مرزهای بین المللی و رسمی خودمون با جمهوری ارمنستان رسیدیم ، این بدین معناست که پس آذربایجان در جنگ دوم قره باغ به مرزهای رسمی و بین المللی خودش در منطقه رسیده؛ خب سوالی که میشه اینه که پس درگیری هایی که خصوصا اوایل ماه سپتامبر بین جمهوری آذربایجان و ارمنستان صورت گرفت و شاهد تجاوز نظامی جمهوری آذربایجان به حدود صد و چهل کیلومتر مربع از خاک ارمنستان در نواحی قریس و سیسیان بودیم به چه دلیلی صورت گرفته؟ اینجاست که اگر مهمترین مشخصه‌ی دوره اول مناقشه جمهوری آذربایجان و ارمنستان یعنی از فروپاشی شوروی تا سال ۲۰۲۰ میلادی بحث این بود که بخشی از خاک جمهوری آذربایجان تحت اشغال قرار گرفته و جمهوری آذربایجان کشوریست که مورد تجاوز نظامی قرار گرفته بخشی از خاکش، مهمترین ویژگی دوره دوم جنگ جمهوری آذربایجان و ارمنستان این است که بر خلاف دوره اول این جمهوری آذربایجان است که در غالب نیروی تجاوز گر نظامی ظاهر شده و به بخش هایی از خاک ارمنستان بویژه در جنوب ارمنستان و در مرزهای شرقی ارمنستان چشم داشت ارزی داره کما اینکه آقای الهام علی‌اف بعد از همین مذاکراتی که در پژاک جریان داشت باز به مانند رویه‌ای که در مذاکرات گذشته داشته یعنی چه مذاکراتی که با میانجیگری روسیه برگزار شده و چه با مذاکراتی که با میانجیگری اتحادیه اروپا و شورای اروپا در حال برگزاری است ایشون باز تاکید کردند که ما به مرزهای تاریخی خودمان که به اصطلاح ایشون با عنوان زنگذور نام میبره یعنی شامل استان های جنوبی ارمنستان باز خواهیم گشت و این نکته ای که در این دو سال رئیس جمهور آذربایجان به دفعات تکرار کرده که به این مناطق چه از طریق سیاسی و چه از طریق نظامی و کاربرد زور خواهیم رسید.

خوب برای تبیین مجموعه تحولاتی که در حال وقوع هست و اهدافی که بازیگران دنبال میکنند میشود گفت که سه دسته هدف یا سه سناریو و سه هدف گذاری توسط جمهوری آذربایجان با مشارکت برخی از بازیگران منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای دنبال میشه یعنی اگر ما مجموعه تحولات قفقاز و به نوعی در قالب فتنه ژئوپلتیکی ببینیم که ناتو با محوریت انگلستان و ترکیه برای رژیم صهیونسیتی دنبال میکنند این فتنه ژئوپلتیکی به حالت حداقلی و حداکثری قابل تقسیم هست در این منظر سه دسته بنظر هدف‌گذاری بزرگ دارد:

بحث تعیین تکلیف جمهوری خودمختار قره باغ و جمهوری خود خوانده قره باغ از نظر جمهوری آذربایجان و اینکه سر نوشت قره باغ با توجه به اینکه با تفاهم نامه ۲۰۲۰ حضور صلح بان روسی در آن روز ها پنج ساله است چه خواهد شد؟ و اینکه ارمنستان چه موضعی را به بحث قره باغ میخواهد اتخاذ بکند ، اساسا بحث اصلی مذاکرات پژاک یک محور اصلی‌ش همین بود یعنی بحث وضعیت قره باغ،این یک دسته از هدف گذاری هاست.

 

دسته دوم در قالب فتنه ژئوپلتیکی از منظر فتنه ژئوپلتیکی قابل ارزیابی هست بحث تلاش جمهوری آذربایجان و ترکیه به عنوان کارگزاران ناتو و رژیم صهیونسیتی و ترکیه برای ایجاد یک دانال جعلی زنگذور یا همان دانال تورانی ناتو در جنوب ارمنستان می‌باشد که هدف این دانال اتصال ناتو از اسکاندیناوی از دریای مدیترانه از ترکیه به نخجوان و بدون جنوب ارمنستان یعنی خدشه بر جنوب ارمنستان و آذربایجان و آسیای مرکزی است و اینجا اختلافات ارمنستان و جمهوری آذربایجان و بحث جنوب ارمنستان به عنوان بخشی از دانال تورانی ناتو مد نظر قرار میگیرد یعنی وقتی صحبت از دانال تورانی ناتو میکنیم معطوف به اون صرفا چهل کیلومتر مرز ایران و ارمنستان نیست بلکه دانال تورانی ناتو در واقع یک دانال تورانی است که از دریای مدیترانه تا سیمکیان به چین که در قالب ایده پانتوکراسیمی به انگلستان از قرن نوزدهم در منطقه آسیای مرکزی و قفقاز و قالب گرند گیم هست

دسته دوم هدف گذاری در حجم تحولات جمهوری آذربایجان و ارمنستان مبنی‌بر ایجاد دالان تورانی ناتو یا همان دالان جعلی زنگزور هست که توسط جمهوری آذربایجان و ترکیه دنبال میشه اینکه رئیس جمهور آذربایجان بعد از هر نشست با نخست وزیر ارمنستان در این موضوع تأکید می‌کند در حالی که در همین نشسته پراگ هم آقای پاشینیان به صورت صریح اعلام کرد که هیچ دالانی که حاکمیت ارضی ارمنستان و نقض بکنه وجود نخواهد داشت ولی ارمنستان طرفدار بازگشایی خطوط مواصلات منطقه‌ای هست بعد از تعیین در موقعیت خطوط مرزی جمهوری آذربایجان و ارمنستان. خب فتنه ژئوپلتیکی دالان تورانی ناتو همان طور که در مصاحبه ها اشاره کردم یک فتنه کلانی که در واقع چهار تا هدف گذاری عمومی علیه ایران روسیه و چین را دارد و دوتا هدف گذاری ویژه علیه ایران و به دنبال میکنه این چهار هدف عمومی علیه(ایران. روسیه و چین ) که شامل مباحث در واقع تغییر در معادلات انرژی منطقه است بحث تغییر در معادلات ترانزیتی منطقه و ضربه زدن با چهارتا دالان مهم منطقه‌ای و بین المللی یعنی طرح یک کمربند یک جاده یا دالان شمال و جنوب به عنوان جایگزین مسیر کانال سوئز و دریای سیاه علیه خلیج فارس همچنین کریدور اکو. در واقع دالان‌تورانی‌ ناتو به دنبال طرح که بتونه با ایجاد یک کریدور لاجوردی بتونه از جمهوری ترکیه به جمهوری آذربایجان دریای کاسپین و آسیای مرکزی افغانستان و پاکستان به بندر گوادر پاکستان این دالان هارو دچار تضعیف بکنه. اینکه در جنگ قره باغ دوم بحث حضور پاکستان در این جنگ به شدت مطرح می‌شد به خاطر همین نقشه پاکستان در کریدور لاجوردی در نظر گرفته شده و اینکه بحث عضویت افغانستان دری و فارسی زبان در سازمان همکاری کشورهای اصطلاحا ترک زبان همین منظر بود که به نوعی در چهارچوب افغانستان نقش را در نظر گرفتن . کارکرد سومین دالان بحث توسعه ناتو به مرزهای شمالی و مرزهای شمالی ایران مرزهای جنوبی روسیه به مرزهای شرقی چین هست و کار کرد بعدش بحث قومگرای یعنی دانلود تورانی ناتو در متن خودش یک ایدئولوژی قومی داره که در قالب پان تورانیسم با محوریت راهبری انگلستان مطرح‌ است چون انگلستان از پان‌تورانیسم نیز در دو قرن گذشته هم علیه روسیه هم علیه چین به ویژه در موضوع ترکستان شرقی و غربی استفاده کرده هم علیه ایران استفاده کرده . الان هدف گذاری آن ها اینه که ایده پان ترکیسم به مثابه ای حزب نازی در قبل از جنگ جهانی دوم که در اروپا شد عمل بکنه و با پمپاژ قوم گرایی به منطقه هارتلند قفقاز و آسیای مرکزی به نوعی چین و روسیه ایران و دچار مشکل بکنه و به نوعی از نظرها در واقع دالان تورانی ناتور رمزی برای تجزیه ایران چین و روسیه است کما اینکه غربی ها این را پنهان می‌کنند که باید به روسیه تجزیه بشه طرح های توطئه انگیز علیه چین در این زمینه دارند علیه ایران دارند و اینجا دالان تورانی ناتو با محوریت پان‌تورانیسم که حدود یک قرن پیش تئوریسن های انگلیسی و یهودی مثل آقای بامبری و کوهن مسایل مطرح کردند و تئوریسین های ترکیه ای مثل های احمد آقایف از آن تبعیت کردن و رسماً مطرح می‌کنند که وطن ترکان ترکیه نه ترکستان بلکه توران بزرگ است و هدف اینه که این چهار ت اهدف گذاری در قالب دالان تورانی ناتو پیگیری بشه. از این منظر جمهوری آذربایجان و ترکیه در واقع کارگزار هستند و دارن یک طرح کلان بین المللی که توسط صهیونیست ماسونیسم و ناتو طراحی شده را دارند پیگیری می‌کنند از این منظر که به نظر میرسه که در این بخش دیدگاه بازیگران متفاوت است یک بخش از کشورهای اروپایی معتقدند که بله خطوط مواصلاتی بین جمهوری آذربایجان و ارمنستان باز باشه خطوط انتقال انرژی در امنیت در این مناطق ایجاد بشه و به نوعی در واقع بحث کاهش وابستگی انرژی اروپا به روسیه و جلوگیری از نقش آفرینی در مورپ انرژی منطقه رقم بخورد ولی با بحث اینکه یک دالانی که به نوعی خاک و حاکمیت ارمنستان دچار خدشه بکنه همه کشور اروپایی موضع یکدستی ندارند و در واقع اینجا نقش اصلی رو به نوعی انگلستان و آمریکا داره به دنبال این دالان هست اروپایی ها در واقع از یک منظر دیگه هم به موضوع نگاه می‌کنند و این اونکه در یک دید واقع بینانه عملاً هر فتنه ژئوپلتیکی طبیعتاً با واکنش ایران روسیه و چین مواجه میشه و این واکنش ها در واقع امنیت خطوط لوله فرضی که در واقع در دالان‌تورانی‌ ناتو دنبال می کند به خطر می اندازه . اساسا تا زمانی که اروپاییان با ایران به توافق نرسند و ایران اجازه عبور خطوط لوله از بستر دریای کاسپین رو نده امکان اتصال گاز ترکمنستان و ازبکستان و قزاقستان به دالان تورانی ناتو وجود نخواهد داشت به نظر میرسه که در اون چهار هدف‌گذاری که اشاره کردم و تا الان دو نوعش تبیین شده نوع نگاه بازیگران به نوعی با هم متفاوت است و مشخص نیست که در راس پیشبرد فتنه ژئوپلتیک در قفقاز ،

 

هدف‌گذاری سوم که به مراتب هدف‌گذاری خطرناک تری هست و ان هم تلاش جمهوری آذربایجان و ترکیه برای تجزیه ارمنستان و تقسیم ارمنستان و تجزیه جنوب ارمنستان و تاسیس یک جمهوری جعلی با عنوان جمهوری خود خوانده ترک زنگذور است که شامل کل مناطق جنوب ارمنستان میشه و استان های سیسیان و. را تجزیه میکند که خب برای این اقدام هم ترکیه و جمهوری آذربایجان اقداماتی رو انجام داده اند که من به ترتیب هر کدام از این سه تا هدف‌گذاری و نوع نگاه بازیگران به این موضوع را تبیین خواهم کرد و به نوعی پاسخ سوالاتی که درباره نشست پاراک و اهداف کشور های دخیل مطرح میشود را به نوعی در این سه دسته پاسخ و مطرح خواهد شد نشست پراگ مهمترین موضوعی که مطرح شد و در قالب اون اولین هدف گذاری از مباحث سه گانه که اشاره کردم در فایل قبلی بحث در واقع سرنوشت قره باغ است. در ماه‌های اخیر آقای پاشینیان نخست وزیر ارمنستان چندین بار این موضوع رو مطرح کرده که ایشون مجبور تصمیم دشواری رو بگیره و این تصمیم دشوار همان گونه که پیش از اونم من اشاره کرده بودم مربوط به بحث قره باغ یعنی اینکه ارمنستان و دولت ارمنستان معتقدن که به هر حال ما باید به بحث الحاق قره باغ به ارمنستان و بحث شناسایی احتمالی استقلال قره باغ باید پایان بدیم و قره باغ را به عنوان بخشی از خاک جمهوری آذربایجان به رسمیت بشناسیم . در واقع تمایل دولت ارمنستان اینکه بتونه با شناسایی قره باغ به عنوان بخشی از خاک ارمنستان در بحث تعیین مرزها با جمهوری آذربایجان به توافقی برسه. و اساساً برای ارمنستان تعیین مرزهای که اولویت راهبردی هست به ویژه ارمنستان معتقدند که قبل از اینکه هر چیزی و وضعیتی راجب بحث خطوط مواصلاتی و بازگشایی خطوط مواصلاتی مطرح می‌شود قبل از اون مرزهای جمهوری آذربایجان و ارمنستان کاملاً مشخص بشه به دلیل اینکه در هر شرایطی که این اقدام صورت نگرفته هرگونه توافقی روی خطوط مواصلاتی میتونه در واقع به عنوان بخشی از در واقع توافقات مرزی دو کشور صورت بگیرد و در آینده به موضوع سوءاستفاده و تفسیرهای یک جانبه از سمت باکو و آنکارا صورت بگیرد و بنابراین بحث تعیین مرزها بین جمهوری آذربایجان و ارمنستان یک اولویت راهبردی برای دولت ایروان هست و در پراگ همین موضوع دنبال می شد و دلیل این که به نوعی ارمنستان دعوت کرده که اتحادیه اروپا به صورت غیرنظامی در مرز حضور داشته باشه اینکه که تلاش داره جمهوری آذربایجان رو تحت فشار بزاره به هر حال در چارچوب اون منطقی که در واقع میتونه حاکم بشه بر تعیین مرز دو کشور در قالب اون به توافقی در آینده نزدیک برسه منتهی چندتا چالش داشته یکی بحث در واقع اینه که جمهوری آذربایجان درخواست داره که به هر حال ارمنستان اولاً قره باغ رو به عنوان بخشی از خاک آذربایجان به رسمیت بشناسه و نیروهای خودش را از جمهوری خودخوانده قره‌باغ خارج بکنه. خب علیرغم اینکه دولت پاشینیان به این موضوع کاملاً تمایل داره و در نشست پراگ هم در واقع این موضوع کاملاً مشخص شد ولی جامعه ارمنستان و به ویژه در واقع ارامنه خارج از ارمنستان و جامعه پاسپرای ارمنی که بیشترین آن در فرانسه و روسیه ساکن هستند خب گذشتن از بحث قره باغ و چشم پوشی از آینده قره باغ یک خیانت در واقع از سمت پاشینیان می‌دانند و معتقدند که در صورتی که آقای پاشینیان امروز بدون اینکه وضعیت حقوقی قره باغ مشخص بشه از آن چشم پوشی بکنه این به معنای اینکه می تونه در واقع در مرحله بعد راجع به بحث جنوب ارمنستان در مرحله بعد بحث عادی سازی روابط ترکیه و ارمنستان بحث نسل کشی ارامنه اقداماتی را بکنه که از منظر جامعه ارمنی این خیانت به آرمان‌های ارمنی محسوب میشه در مورد قره باغ قراین نشان می دهد که تصمیم آقای پاشینیان بر اینکه موضوع را به هر حال به عنوان اینکه ارمنستان قره باغ رو به عنوان بخشی از آذربایجان میشناسه اعلام بکنه و امیدوار که از این طریق بتواند زمینه رسیدن به توافقات مرزی با ارمنستان و آذربایجان رو به دست بیاره خوبه البته اینجا یک نکته ای که وجود داره اینه که موضع روسیه هم مطرح که به هرحال روسا ها با توجه به نفوذی که در قره باغ دارن و به نوعی دست برتر را در این منطقه دارند. و اینجا بنظر میرسه که ارمنستان و هم اتحادیه اروپا از مشغول بودن روسیه به جنگ اوکراین حداکثر استفاده میکنه که در واقع خارج از اراده روسیه به تحولات قفقاز و قره باغ و به نوعی به پیش ببره از این منظر این توافقات میتونه در آینده منجر به یک سلسله مشکلات جدید بهش در صورتی که روسیه با این موضوع همیاری نکنه به هر حال احتمال داره که بعد از این اقدام آقای پاشینیان جمهوری خودخوانده قره باغ به نوعی از روسیه در واقع درخواست بکنه که این منطقه رو روسیه مورد حمایت خودش قرار بده و کما اینکه که جمهوری خودخوانده قره باغ و پارلمانش در روز جمعه با انتشار بیانیه‌ای از روسیه آمریکا و فرانسه و کشورهای سازمان ملل خواسته که استقلال این منطقه به رسمیت بشناسند این احتمال وجود دارد که با عقب نشینی ارمنستان حتی از بحث قره باغ به نوعی در واقع روسیه به این موضوع به شکل در واقع تهاجمی ورود بکنه که و باز این موضوع چشم‌انداز قره باغ رو دچار مشکل می کنه که مشخص این که قره باغ هم در دوره شوروی هم قبل از آن بعد از ولایت خودمختار بوده و خذف خودمختاری قره‌باغ از منظره ارامنه یعنی فراهم کردن شرایط که میتونه بعد از کشتار ارامنه و فجایع تاریخی و حوادث تلخ تاریخ که بود منجر بشه بنابراین به نظر میرسه که فعلا بزرگترین در واقع تحولی که در این منظر با مشارکت اتحادیه اروپا صورت گرفته و در اجلاس پراگ شاهد بودیم بحث در واقع عقب‌نشینی ارمنستان از بحث سرنوشت حقوقی قره باغ و در کنار اون دیداری که که آقای پاشینیان و آقای علی اف و اردوغان داشتن بنظر میرسه که آینده بحث عادی سازی مناسبات ترکیه و ارمنستان ب دنبال میشه پ به این معناست که میدونیم ترکیه و ارمنستان اختلاف بسیار شدیدی راجع به بحث مسئله نسل کشی سال ۱۹۱۵ ارامنه دارند و بحث در قرار داد گارس که ارمنستان از شناسایی اون خودداری می‌کنه که در مرزهای کنونی ترکیه و ارمنستان به نوعی ترسیم کرده بحث در واقع موضوع ارمنستان غربی یعنی شش ولایتی که که در قرارداد سور در سال ۱۹۲۰ میان عثمانی با روسیه و انگلستان و آمریکا به نوعی مشخص شده و بر اساس اون شیش ولایت جنوب شرق ارمنستان رو به رسمیت شناختن که منطقه ارمنی نشین است .

خب ترکیه هم دنبال این است که در این مقطع با توجه اینکه دولت ارمنستان از منظر سیاسی در یک وضعیت شکننده و از نظر نظامی در یک وضعیت ناتوانی به سر می برد و حتی بعضی از کارشناسان معتقدند که دولت ارمنستان یک دولت ناتمام از لحاظ حقوقی سعی می‌کند که به نوعی خواسته های خودشون به آقای پاشینیان تحمیل کنند از این منظره که از نظر جامعه ارمنی دومین خیانتی که احتمالا آقای پاشینیان در بحث قره باغ بکنه بحث خودداری از پیگیری حقوقی و سیاسی موضوع کشتار ۱۹۱۵ ارامنه هست و ترکیه آن را به عنوان یک پیش شرط برای عادی سازی روابط خود با ارمنستان مطرح کرده خب از منظری دیگر هم بنظر میرسه که ارمنستان و آقای پاشینیان نخست وزیر ارمنستان حداقل در بحث قره باغ مجبور که یک عقب‌نشینی را داشته باشه تا بتونه در واقع سر مباحث مرزی با جمهوری آذربایجان به نتیجه برسه و از این منظر هم خیلی جای تعجب نیست که در نشست پراگ بار دیگر که در واقع تاکید شده جمهوری آذربایجان ملزم شد که تاکید بکنه بیانیه آلماتی ۱۹۹۱ کشورهای مشترک المنافع مبنی بر احترام بر مرزهای بین المللی مرزهایی که بین آذربایجان و شوروی بوده احترام بزاره این از جهت برای ارمنستان اهمیت داره که در واقع ارمنستان معتقد که بر اساس نقشه‌های دوره شوروی باید مرز ارمنستان و جمهوری آذربایجان مشخص بشه چرا که جمهوری آذربایجان در یک سال اخیر به نوعی موضع خودش تغییر داده و سعی کرده که اینگونه مطرح بکنه که مرزهای ارمنستان و آذربایجان باید بر اساس نقشه دوره سال ۱۹۱۹ تعیین بشه یعنی دوره ای که حکومت مساوقتیان با سرقت نام تاریخی آذربایجان و گذاردن نام آران یک جمهوری اونجا تشکیل داده بودند و جمهوری آذربایجان معتقد که در اون مقطع زنگزور و در واقع بخش های از جنوب ارمنستان متعلق به جمهوری آذربایجان بوده که البته تاریخ زنگزور تاریخ جنوب ارمنستان این اظهار نظر رو کاملاً رد میکنه. در ۹۱۹ فقط ژنرال ویلیام تامسون فرمانده انگلیسی جبهه شرقی ناتو در قفقاز فقط در راستای همون اهداف دالان تورانی ناتو در یک موضع گیری فتنه انگیز مدعی میشه که زنگزور درحالی که اون مقطع اکثریت آن ارامنه بودن باید در اختیار جمهوری آذربایجان قرار بگیره چرا که انگلستان در همان زمان بحث اقتصاد جغرافیایی تورانی و پاناترکیسم رو دنبال می‌کرده و جمهوری آذربایجان امروز به دنبال وضعیت ضعیف ارمنستان همینو رو داره مطرح می‌کنه و از قضا گروه‌های مقاومت ارمنستان زیر بار آن نرفتند و جمهوری آذربایجان نتوانست بر زنگزور و جنوب ارمنستان تسلط پیدا کند و بعد از شوروی تاسیس شد در واقع بر ایروان و جنوب ارمنستان تاکید کرده است و این بخش زنگزور و جنوب ارمنستان همیشه در طول تاریخ بخشی از ایروان . خب ایروان به دنبال اینکه با این عقب نشینی که در بحث در قره باغ کرده به نوعی در بحث مرزها با جمهوری آذربایجان به جمع بندی برسه این در شرایطی که به نظر می‌رسد که اساساً جمهوری آذربایجان و ترکیه به عنوان کشورهای کارگزار دنبال فتنه انگیزی ژئوپولتیکی هستند که ناتو و انگلستان به ویژه رژیم صهیونیستی برای آن ها دیکته کرده و از این منظر در واقعیت جامعه ارمنی و معتقدن که هرگونه مماشات آقای پاشینیان در مقابل جمهوری آذربایجان و ترکیه میتونه تهدیدات بیشترین برای جامعه ارمنستان و دولت ارمنستان داشته باشد

انگلستان و رژیم صهیونیستی قرار دارند بخاطر همین آنها معتقدند که ما باید یک گام بیشتر از دالان تورانی ناتو حرکت کنیم و اون اینکه بحث تجزیه جنوب ارمنستان الحاقه آن به ترکیه و آذربایجان یا اساس آن تاسیس یک جمهوری جعلی ترک به نام جمهوری جعلی زنگزور باید به پیش ببریم .هدف در واقع حضور و در منطقه باید به پیش ببریم. هدف ایجاد یک کانون جدید ناامنی در جنوب ارمنستان ایجاد بشه تا ۱۰۰ ها هزار آور ارمنستان گسیل بشن به سمت ایران یک کانون برای آموزش در واقع نیروهای تکفیری نیروهای افراطی در مرزهای شمال غرب ایران در نظر گرفته بشه و از منظر در واقع انگلستان به رژیم صهیونیستی باید برای فعالان ای که برای جدایی طلبان و تجزیه طلبان که از سمت اونها در مناطق شمال غربی ایران سازماندهی میشن باید یک عقبه ای ایجاد بشه . مثلا برای تجزیه طلبان بلوچ در پاکستان برای تجزیه طلبان عرب در کشورهای عربی برای تجزیه طلبان کرد در اقلیم کردستانی یک عقبه ای ایجاد شده و یک جمهوری جعلی ترک زنگزور در جنوب ارمنستان می‌تونه یک عقبه برای تجزیه طلبان آذری باشه البته اپن از نگاه اشتباه و محاسبه بسیار اشتباهی که اونها در خصوص آذری های ایران دارند این در واقع هدف گذاری نشأت میگیره مشخصه چه در تمام این فرایند یعنی بحث ایجاد دالان تورانی ناتو که گفتیم اون چهارتا هدف و علیه ایران روسیه و چین داره و ضمن اینکه بحث از بین بردن هویت آذربایجانی و ترکیزه کردن و همچنین از بین بردن هویت شیعی در جمهوری آذربایجان و قفقاز و در شمال غرب ایران. دوتا هدف گذاری اختصاصی علیه ایران این دالان داره مقابل در بحث دالان تورانی ناتو و هم در بحث ایجاد یک جمهوری جعلی در جنوب ارمنستان که دفتر نمایندگی اون در چند ماه پیش در منطقه بش تپه آنکارا پایتخت ترکیه تأسیس شده ، نوع کنشگری ایران بسیار مهم است یعنی ایران و روسیه و چین به عنوان سه بازو و عضو مهم شانگهای از این نظر دچار خطر تهدید هستن و هم ایران در مواردی به صورت اختصاصی با این فتنه ژئوپلتیکی مقابله می کند . و طبیعتاً نوع کنشگری ایران در مقابل این فتنه ژئوپلتیکی بسیار مهم است به دلیل اینکه خب این دیدگاه وجود دارد بین کارشناسان که دولت ارمنستان و آقای پاشینیان د یک شرایط ضعف مزمن قرار دارد ، همچنین اینکه آقای پاشینیان در سال ۲۰۱۸ به عنوان یک نیروی غرب گرا در ارمنستان سر کار اومد و بخشی از کارشناسان معتقدند که اساساً پله ی اول پروژه دوم جنگ قره باغ با تغییرات سیاسی در ارمنستان شروع شد و به نوعی غرب از پیش در مورد فتنه ژئوپلتیکی ، مهره های خودش را در ارمنستان پیاده کرده است .بنابراین در این مقطع به نظر میرسد که نوع کنشگری ایران چه از نظر سیاسی و امنیتی و نظامی بسیار مهم است. ما اگر به چهار هدفی که اشاره کردیم از منظر بازیگران نگاه بکنیم خب طبیعتاً بسیاری از کشور ها مثل ایران معتقدن که بله باید در قالب مرز های دوره شوروی و این در مرز های بین المللی و مرز ایران و ارمنستان و آذربایجان باید محقق بشود و حاکمیت و تمامیت ارضی که مشخص شد باید به رسمیت شناخته شود . از این نظر تحرکاتی که صورت گرفته بخشی از برای جلو گیری از خود خواهی های جمهوری آذربایجان هست بسیار اهمیت دارد. اما از آنجا که در واقع دالان تورانی ناتو مطرح می شود خب کاملا مشخص که اونجا آمریکا و انگلستان حضور دارند و مهم تر رد پای رژیم صهیونسیتی و تلاششان در اینجا جمهوری جعلی زنگزور در ارمنستان بوده است .

همچنین تلاش دارند که صلحی پایدار بین جمهوری آذربایجان و ارمنستان صورت نگیرد به نوعی تلاش می کنند که جمهوری آذربایجان این مواضع غیر حقوقی و در واقع تهدید آمیز خودش علیه ارمنستان ادامه بدهد تا بتواند این دالان را ایجاد بکنند . در شرایطی که طبیعتاً دالان تورانی ناتو در منطقه و قابل تحقق نخواهد بود به دلیل اینکه تغییر ژئوپلیتیک منطقه یک دومینو ایست کما اینکه از نظر قوم گرایان جمهوری آذربایجان ادعا درباره قره باغ و زنگزور و فردا هم علیه تبریز خواهد شد .از این نظر تحولاتی که در شمال غرب ایران صورت می گیرد تهدید جدی و قریب و الوقوع از نظر جوامع بین المللی علیه ایران است و ایران برای مداخله بشر دوستانه و اقدام پیش دستانه در این موضوع کاملاً محق است و این موضوع با مبانی حقوقی خودش را دارد و نباید اجازه بده که یک فتنه ژئوپلتیکی شکل بگیره .

من تشکر می کنم از همه دوستان عزیز که حوصله به خرج دادن و بحث تا انتها ادامه دادن خیلی ممنونم

برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : 0
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.