امام صادق «علیه السّلام» می فرماید
هر كس دوست دارد روز قيامت، بر سر سفره‏ هاى نور بنشيند بايد از زائران امام حسين (عليه السّلام) باشد.
Wednesday, 28 September , 2022
امروز : چهارشنبه, ۶ مهر , ۱۴۰۱
شناسه خبر : 2194
  پرینتخانه » تحلیل تاریخ انتشار : 14 شهریور 1401 - 10:09 | 60 بازدید

قدرت جمهوریت از نگاه اسلام

در اندیشه سیاسی و اجتماعی اسلام، جمهور و مردم نقش بسیار مهمی در تشکیل حکومت اسلامی، استمرار و موفقیت آن حکومت دارند. هرچند قرار نیست مردم به حاکم و حکومت اسلامی مشروعیت بدهند یا از آن سلب مشروعیت کنند اما همراهی و خواست مردم برای تحقق مشروع ترین حکومت اسلامی نیز امری ضروری و غیر […]

قدرت جمهوریت از نگاه اسلام

در اندیشه سیاسی و اجتماعی اسلام، جمهور و مردم نقش بسیار مهمی در تشکیل حکومت اسلامی، استمرار و موفقیت آن حکومت دارند. هرچند قرار نیست مردم به حاکم و حکومت اسلامی مشروعیت بدهند یا از آن سلب مشروعیت کنند اما همراهی و خواست مردم برای تحقق مشروع ترین حکومت اسلامی نیز امری ضروری و غیر قابل اغماض است، بدون خواست و اراده مردم حکومت اسلامی تحقق پیدا نمی کند. تاریخ اسلام و به صورت ویژه دوران بعد از رحلت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) شاهد بسیار خوبی برای این مساله است، علی رغم مشروعیتی که نبی اسلام به آقا امیرمؤمنان علیه السلام برای حکومت اسلامی دادند اما این مردم بودند که با پشت کردن به روشن ترین مسیر سعادت و هدایت بخشی که پیامبر تعیین کرده بود فریب برخی جریان های ضد اسلامی را خوردند و مشروع ترین حاکم اسلامی را خانه نشین کردند. این مردم بودند که با اراده الهی و پیامبر اکرم مخالفت و در مسیر اسلام انحراف ایجاد کردند. اهمیت ویژه جمهوریت در اندیشه اسلامی ریشه انسان شناختی دارد، اسلام بر اساس ویژگی های ذاتی انسان، برای هدایت و سعادت مندی انسان ها به ابزار زور و اجبار و حکومت ظالمانه و طاغوت منشانه معتقد نیست اسلام نمی خواهد با چماق و ظلم بر مردم حکومت کند بلکه همه چیز را برعهده مردم گذاشته است، گاهی مردم دقیقا در نقطه مقابل مصلحت اسلام اقدام می کنند و با شکوه و جمعیت آن هم با قصد قربت سر از تن حسین بن علی علیه السلام جدا می کنند این یعنی در اندیشه اسلام جایگاه جمهوریت هرگز نمادین نبوده بلکه عین واقعیتی است که در همه معادلات از نقش بسیار مهمی برخوردار است اما مردم باید بار مسئولیت هزینه سازی های خود را نیز تحمل کنند.

اما مساله مهم این است که رشد و تکامل فکری و بصیرت دینی فرد فرد جمهوریت خیلی اهمیت دارد و اگر محقق نشود حوادث تلخ تاریخی تکرار می شود. انسان ها ذاتا میانه خوبی با تکلیف ندارند و سعی می کنند آسان ترین کار را انتخاب کنند که آن ها را به تکلف نیاندازد. این دقیقا نقطه مقابل بصیرت مورد انتظار دین است چراکه بصیرت و فهم_دینی برای مردم مسئولیت سازی وهزینه سازی می کند. در اندیشه اسلامی مسلم و مسلمة باید برای تحقق آرمان های اسلامی هزینه بدهندسختی ها و هزینه هایی که هرگز در جبهه يزيد در کربلاء مشاهده نشد اما اقلیت انصار ابی_عبدالله نتیجه بصیرت و فهم و تشخیص موفق خود را دیدند و برای آن قطعه قطعه شدند. یزید برای خیلی ها فرش قرمز پهن کرد، به خیلی ها وعده حکومت داد اما در جبهه مقابل، آب خوردن به اندازه زنده ماندن یک علی اصغر هم نبود و دقیقا همین مساله یعنی سختی و تکلیف گریزی و البته نبود بصیرت دینی عامل دوری بسیاری از مردم از ابی عبدالله و قرار گرفتن در مقابل ایشان شد.خیلی اهمیت دارد که تکالیف دینی (نماز و روزه و حج قرائت قرآن و…) به چه اندازه منجر به تکلیف مداری همراه با بصیرت دینی در مسلمانان شود؟ تفاوت اصلی سپاه يزيد و ابی عبدالله عليه السلام انجام مناسک دینی نیست (سپاه يزيد نیز مسلمان بودند) بلکه نبود بصیرت دینی و قدرت تشخیص وظیفه و اندیشه آزادانه تفاوت اساسی این دوجریان در کربلا بودیکی نیروهای خود را با جهل پراکنی و جمود فکری، وعده های دنیوی به خط کرد اما نقطه مقابل تا لحظه آخر امام با احترام به آزادی و حق انتخاب به انصار خود می گفت از تاریکی شب استفاده کنید و کربلا را ترک کنیداین یعنی همان قدر که در نگاه امام رشد مردم و اصحاب اهمیت داشت در نگاه يزيد حفظ جهل و انحطاط فکری مردم در اولویت بود. شاید نمازی که سپاه يزيد و أصحاب امام حسین علیه السلام اقامه کردند به ظاهر تفاوتی نداشت اما یقینا شیوه مواجهه آن ها با نماز و انتظاری که از آن داشتند و مقصدی که قرار است آن نماز آن ها را به آن برساند به کلی متفاوت بود نماز و مناسک در یک جبهه آن ها را به سمت جهل و تاریکی برد و در نقطه مقابل به عرش الهی رساند.

مشکل این است که مردم از هیچ چیز خبر ندارند و توجیه نشدند یعنی حال و هوای جبهه اسلام را نمی شناسند انتظاری که اسلام از مردم دارد را نمی دانند تصور می کنند کربلاء تمام شد و فقط باید برای آن بگریند و لباس مشکی بپوشند. گمان می کنند تنها یک بار باید خون داد و فقط یک مرتبه باید جهاد کرد. اما به یک باره امام جامعه می گوید خرمشهرها در پیش است خرمشهرها در پیش است یعنی چه؟ خرمشهرها در پیش است به معنای تکرار تاریخ است و تنها فرهنگ مقاومت و مسئولیت پذیری و تکلیف پذیری می تواند مردم را با آرمان های اسلام و انقلاب نگه دارد. اینکه بسیاری از مردم جامعه این دانسته ها را نمی دانند و با این فرهنگ آشنا نیستند معنایش این است که نباید از آن ها انتظار مقاومت و همراهی در همه چالش ها را داشت چرا که آن ها در عالمی که شما در آن هستید سیر نمی کنند یعنی شما آن ها را با این عالم آشنا نکردید پس نباید از آن ها تکلیفی را که بصیرت و فهم دینی و ظرفیت آن را ندارند انتظار داشتآن ها از تکلیفی که برای شما غایت شیرینی و کمال است گریزان اند، چطور انتظار دارید در خرمشهر ها بسوزند و بسازند و ولایت مداری کنند و بنظر بنده این همان پیچ تاریخی تعیین کننده ای هست که باز هم نقش مردم در آن بسیار اهمیت دارد و فراموش نکنیم که تاریخ پر از حوادثی است که هیچکس احتمال تحقق آن را نمی داد.

برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : 0
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.