امام صادق «علیه السّلام» می فرماید
هر كس دوست دارد روز قيامت، بر سر سفره‏ هاى نور بنشيند بايد از زائران امام حسين (عليه السّلام) باشد.
Wednesday, 28 September , 2022
امروز : چهارشنبه, ۶ مهر , ۱۴۰۱
شناسه خبر : 1284
  پرینتخانه » بین الملل, پرونده ویژه تاریخ انتشار : 12 آبان 1400 - 0:57 | 338 بازدید
طالبان و خطر افراطی گری در افغانستان

مولوی حبیب الله حسام:رهبرطالبان توسط پاکستان کشته شده است،جریانی که عشیره ای فکر می کند نمی تواند بازوی تمدن اسلامی باشد

مولوی حبيب الله حسام رئيس مجمع علمای افغانستان و عضو جبهه مقاومت ملی افغانستان که میهمان لایو اینستاگرامی آقای محمدحسین جعفریان کارشناس حوزه افغانستان بود به نکات مهمی درباره تحولات افغانستان اشاره کرد.مولوی حبيب الله حسام در واکنش به صحبت های مولوی عبدالحمید امام جمعه زاهدان درباره طالبان گفت :بنده در کنفرانس‌های بسیاری با او […]

مولوی حبیب الله حسام:رهبرطالبان توسط پاکستان کشته شده است،جریانی که عشیره ای فکر می کند نمی تواند بازوی تمدن اسلامی باشد

مولوی حبيب الله حسام رئيس مجمع علمای افغانستان و عضو جبهه مقاومت ملی افغانستان که میهمان لایو اینستاگرامی آقای محمدحسین جعفریان کارشناس حوزه افغانستان بود به نکات مهمی درباره تحولات افغانستان اشاره کرد.
مولوی حبيب الله حسام در واکنش به صحبت های مولوی عبدالحمید امام جمعه زاهدان درباره طالبان گفت :بنده در کنفرانس‌های بسیاری با او دیدار و گفتگو داشته و در مسائل فکری و علمی با ایشان اشتراکات بسیاری داشته‌ام.
مولوی عبدالحمید علت حمایتش از طالبان را امیدواری به این مطلب اعلام کرد که به واسطه طالبان نظام اسلامی برپا شود.

مولوی حسام با اشاره به اظهارات مولوی عبد الحميد مبنی بر بی اطلاعی از جزئیات تحولات افغانستان گفت: مولوی عبدالحمید تأکید کرد ما از اصل قضیه دور هستیم و خبر چندانی از اوضاع نداریم و حمایت ما از طالبان فقط به دلیل عشق و علاقه‌ای بود که به برپایی نظام اسلامی در افغانستان و در کنار ایران داشتیم و هیچ تعلق خاطری نیز غیر از این نداشته‌ایم.
این روحانی برجسته أهل تسنن با اشاره به ملاقات های خود با تعدادی از علمای اهل تسنن ایران و عالمان کشورهای عربی و اسلامی تصریح کرد :همه آنان موضع ما مبنی بر حقانیت مقاوت در برابر طالبان را بدون هیچ شک و تردیدی تأیید کردند و اعلام کردند که این موضع بر حق است. همچنین با علمای کشور‌های دیگر به ویژه کشور‌های عربی از جمله عراق، لبنان و سوریه و نیز هیأت‌های حماس دیدار داشتم که همه آنان تجربه آزار و اذیت مسلمانان ساکن در کشور‌های خود توسط آمریکا را داشتند و ابراز کردند که ما گمان می‌کردیم که طالبان در مقابل آمریکا قرار گرفته‌اند و قرار است اسلام را برای مردم به ارمغان بیاورند و هیچ‌گاه تصور نمی‌کردیم که آنان می‌خواهند یک تفکر عشیره‌ای و قبیله‌ای را به نام اسلام در افغانستان ترویج کنند.
مولوی حسام در قسمت دیگری از صحبت های خود و در پاسخ به این سوال که آیا طالبان به بازویی برای ایران تبدیل می شود یا خیر گفت:باور دارم که چنین مسأله به چندین دلیل ممکن نیست. دلیل اول این‌که طالبان پیش از این‌که یک جریان اسلامی، مذهبی و حنفی باشند یک جریان عشیره‌ای و قبیله‌ای هستند، هم جغرافیای محدود و هم تفکر محدود دارند. نه تفکرشان می‌تواند بازویی باشد برای جهان اسلام و نه حتی در یک متری همسایگی خودشان نمی‌توانند قوم دیگری را بپذیرند. بیست سال پیش هم همین بود و هیچ یک از اقوام دیگر افغانستان را در کنار خود نمی‌پذیرفت و به شهر‌های و ولایات مختلف حمله می‌کرد. امروز هم همین‌طور است.
جریانی که تفکر عشیره‌ای و قومی دارد هرگز نمی‌تواند بازویی برای تمدن اسلامی باشد
وی گفت:جریانی که باور به تمدن ندارد و تمدن‌ها را می‌سوزاند چگونه می‌تواند در کنار ملت‌های متمدن دیگر بایستد و تبدیل به یک بازوی متمدنانه در کنار ملت‌های متمدن شود.
مولوی حبيب الله حسام در قسمت دیگری از صحبت های خود گفت :جمهوری اسلامی قصد داشت در یک فتح خود را شریک گرداند و اعلام کند که بخشی از قضیه اخراج آمریکا از افغانستان متأثر از سیاست‌های ایران در منطقه و نیز در همکاری با متحدان بازی بزرگی را پیروز شده‌اند.
وی با اشاره به توافق نظر با مقامات ایرانی پیرامون عدم اتحاد و استقلال طالبان، وابستگی آنان به برخی کشور‌های خارجی و نیز وجود تنش قومی و فکری در میان خودشان گفت: در میان طالبان طبقات مختلف اشعری، ماتریدی، سلفی و صوفیه وجود دارند که دو جریان متضاد هستند که با مذهب حنفی درگیرند. دیوبندیه که سیفی و تبلیغی را تکفیر می‌کنند، سلفی، صوفیه را مرتد و مرتجع می‌دانند و طالبان متشکل از همه این‌هاست و نه تنها در مذهب متفق نیست که فرقه‌های مختلفی را نیز شامل می‌شود. علاوه بر این تنش‌های قومی نیز در میان طالبان وجود دارد.
عضو جبهه مقاومت ملی افغانستان در پاسخ به این سوال خبرگزاری وستا(غرب آسیا):
آیا رویکرد علمای شیعه افغانستان نسبت به طالبان براساس راهبرد طراحی شده است؟؟ اگر پاسخ آری است، این رویکرد و راهبرد علمای شیعه براساس کدام اهرم فشار خواسته های خود را در افغانستان عملی خواهند کرد.
و چگونه می خواهند طالبان را برای دریافت خواسته های خود اقناع کنند؟؟
گفت:

عالمان شیعه در افغانستان تلاش کردند از باب حکمت، تعامل و همزیستی پیش بروند و راهکار آن را نیز مکررا با صدوراعلامیه‌های مشترک و در نشست‌ها به طالبان ارائه کردند. آن‌ها در برابر طالبان تضمین‌هایی برای مشارکت در سیاست، امنیت سراسری، پذیرش همه اقوام و مذاهب خصوصا مذهب تشیع و مذهب جعفری را می‌خواستند. طالبان در جلسات به آنان جواب مثبت می‌دادند، ولی در عمل شیعیان وقتی به نماز جمعه می‌رفتند با انفجار مواجه بودند، در خانه‌هایشان مقرری‌هایی از آنان طلب می‌شد که گویی آنان را جزئی از جامعه افغانستان محسوب نکرده بودند.
نیت این عالمان بسیار خوب بود و قصد داشتند از مسیر تدبیر و اقدامات حکیمانه قضیه را حل و فصل کنند، ولی بدبختانه این اتفاق حاصل نشد
مولوی حسام با اشاره به اخلاق خوارجی طالبان و رفتار های متناقض آن ها به مثال های تاریخی دقیقی اشاره کرده و گفت:
خوارج عبدالله بن خباب را که به همراه همسر باردارش در مسیری می‌رفت متوقف کرد و اورا به خاطر این سخن که علی با بصیرت‌ترین انسان در فهم قرآن است سر بریدند، ولی کمی بعد از یک مسیحی که درخت میوه‌ای در خانه داشت، طلب میوه در ازای پول کردند و مسیحی پول را نمی‌گرفت، ولی آنان اصرار کردند، مسیحی گفت در عجبم که جان انسانی را به آسانی و بدون تردید گرفتید و حال در مقابل خوردن میوه درخت من بدون اجرت احساس حرمت می‌کنید. یا در نمونه دیگری اهل کوفه به مکه رفتند و از یکی از اصحاب درباره نجاست خون مگس پرسیدند و وی به آنان گفت عجبا که خون اولاد نبی را در کربلا ریختید و هیچ سوال و شبهه‌ای برای شما به وجود نیامد و حال از حلیت یا حرمت خون مگس سوال می‌کنید! طالبان دستار بستن بر سر را واجب می‌دانند، ولی ریختن خون انسان و متفرق ساختن جماعت مسلمانان، کوچاندن اجباری را مهم نمی‌دانند و به اندازه خون مگس برای آن ارزش قائل نیستند. این بحران‌هاست که جامعه اسلامی را فشل کرده و قلوب مسلمانان را خدشه‌دار می‌کند و هم چهره اسلام را در تمدن امروزی جهان به گونه‌ای معرفی می‌کند که قابل پذیرش و باور نیست و کسی تمایل به زندگی با تعالیم اسلامی نخواهد داشت.


مولوی حبيب الله حسام در قسمت دیگری از صحبت های خود به سرنوشت ملاهبت الله آخوندزاده رهبر طالبان اشاره کرد و گفت:شیخ هیبت الله رهبر طالبان، امام مسجد قندهار بود و بعد از امات به تدریس روی آورد، بعد از تدریس یک عالم فقهی بود و اهل سیاست نبود. باور امروز من این است که ملا هیبت الله زنده نیست.

قندهاری‌ها دو مسأله را مطرح کردند که شبکه حقانی آن‌را قبول نکرد یکی این‌که قندهار پایتخت افغانستان شود و دوم این‌که قانون ظاهرشاه را قانون اساسی خود قرار دادند و پشت این قضیه مسأله امیرالمؤمنین نهفته بود چرا که طبق این قانون وقتی سلطان وفات یافت، پسرش جانشین اوست.

حقانی‌ها حتی پسر ملاعمر را به قندهار آوردند که با استفاده از قانون ظاهر شاه این قانون او را به عنوان جانشین پدرش معرفی کنند. آی‌اس‌آی پاکستان سعی کرد مرگ هیبت‌الله را پنهان کند و در همین مسیر عکس‌هایی شبیه‌سازی کردند و فیلم‌هایی منتشر کردند، اما هیچ‌کدام یک درصد هم شبیه به ملا هیبت‌اللهی که من دیدم نبود. باور من این است که پاکستانی‌ها در یک توطئه و انفجار او را از بین برده‌اند، اطلاعات افغانستان در گذشته و اکثر رسانه‌ها نیز همین مطلب را تأیید می‌کنند. اما دلیل پنهان کردن این مطلب جلوگیری از جنگ و نزاع داخلی درمیان گروه‌های مختلف طالبان است.

برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : 0
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.